skip to main
|
skip to sidebar
Sattarkhan-Photo
Monday, October 25, 2010
> نفر گوشه دست چپ ( ستار خان)
> نفر گوشه راست مردی که تپانچه بدست دارد صادق خان خامنه مسئول آموزش دوران
> مشروطه است
> 1326 قمری این عکس گرفته شده است
> آرشیو موزه هدایای خامنه
> با سپاس و تشكر ازآقاي جبار فرجی
Tuesday, June 2, 2009
ستارخان
فرزند
حاج
حسن
بزاز
قره
داغی
در
1284ق
برابر
با
1868
میلادی
در
اصلا
از
اهالی
قرچه
داغ
و
ارسباران
کنونی
است
اما
فامیل
او
به
تبریز
کوچ
کردند
.
او
از
سواد
چندانی
بهره
مند
نبود
.
وی
مردی
متهور
و
شجاع
و
در
سوارکاری
و
تيراندازی
مسلط
بود
.
وی
در
تبریز
به
دلالی
اسب
مشغول
بود
و
در
دسته
لوطیهای
محل
امیرخیز
تبریز
بود
مدتی
كوتاه
به
كدخدایی
این
محله
انتخاب
شد
و
بعد
به
دسته
تفنگداران
ویژه
ولیعهد
مظفرالدین
میرزا
پیوست
ولی
در
این
كار
چندان
موفق
نبود
،
روحيه
ی
پهلوانی
او
توجه
مظفرالدين
شاه
را
جلب
نمود
و
سمت
تفنگچی
يافت
و
پس
از
چندی
در
قشون
وليعهد
به
لقب
"
خان
"
ملقب
شد
.
بار
دیگر
به
دلالی
اسب
روی
آورد
.
قتل
برادرش
به
دست
سربازان
وليعهد
،
سرنوشت
ستارخان
را
تغيير
داد
.
او
که
مردی
دلاور
بود
در
ميان
مردم
تبريز
شناخته
شده
بود
. مأ
موران
دولتی
او
را
به
علت
ناآرامی
تحت
تعقیب
قرار
دادند
و
او
ناگزیر
به
فرار
از
تبریز
شد
و
به
عتبات
عالیات
رفت
.
در
سامرا
ء
در
مسلك
مریدان
مرجع
تقلید
وقت
آیت
الله
میرزاحسن
شیرازی
درآمد
،
اما
اقامت
وی
در
عتبات
نیز
چندان
طولی
نكشید
و
به
علت
ضرب
و
جرح
یكی
از
خدام
،
توسط
پلیس
عثمانی
دستگیر
و
به
ایران
بازگردانده
شد
در
تبریز
به
دلالی
اسب
مشغول
شد
و
در
این
كار
تا
به
جایی
ارتقا
ء
یافت
كه
میدان
اسب
فروشان
تبریز
را
در
اختیار
خود
گرفت
.
با
آغاز
جنبش
مشروطه
خواهی
در
تبریز
ستارخان
نیز
به
انجمن
حقیقت
پیوست
و
پس
از
تشكیل
انجمن
ایالتی
تبریز
به
عضویت
آن
درآمد
.
ستارخان
در
دوره
ای
كه
محمدعلی
شاه
به
مخالفت
با
مشروطه
پرداخت
در
تبریز
فعال
شد
و
در
مقابل
قوای
دولتی
ایستادگی
كرد
.
این
مقاومت
او
را
به
قهرمانی
ملی
تبدیل
كرد
و
از
طرف
آزادی
خواهان
به
سردار
ملی
ملقب
شد
.
از
مقاومتهای
وی
حماسه
ها
ساخته
شد
از
تلخ
ترين
روزهای
تاريخ
،
سوم
تير
1287
است
که
تهران
در
برابر
استبداد
از
پای
درآمد
و
ديگر
شهرهای
ايران
نيز
يکی
پس
از
ديگری
پس
از
تهران
.
ولی
از
يک
گوشه
کوچک
ايران
فرياد
آزاديخواهی
به
گوش
می
رسيد
و
آن
محله
"
امير
خيز
"
در
تبريز
بود
که
در
آن
محله
ستارخان
و
ياران
او
سنگر
گرفته
بودند
و
هم
پيمان
و
مصمم
بودند
در
رويارويی
با
هزاران
پياده
و
سواره
که
از
دولت
پول
می
گرفتند
برای
نجات
آزادی
پايداری
کنند
.
چقدر
درست
است
که
مشروطه
خواهان
دغدغه
آب
و
نان
نداشتند
که
آنها
دغدغه
آزادی
،
استقلال
و
عدالت
داشتند
.
حمله
به
مشروطه
خواهان
تبريز
همزمان
با
به
توپ
بستن
مجلس
شورای
ملی
در
تهران
آغاز
شد
ولی
چه
باک
ايرانيان
پاک
نهاد
و
باشرفی
که
هيچگاه
طوق
اسارت
بيگانه
و
خفقان
استبداد
را
نمی
پذيرند
چون
ستارخان
و
يار
ديگرش
باقرخان
،
رستاخيز
خود
را
با
وجود
همه
مشکلات
آغاز
کرده
بودند
در
اين
هنگام
با
وجود
علمای
تراز
نخست
چون
سيد
محمد
طباطبايی
و
سيد
عبداله
بهبهانی
در
رهبری
مشروطه
خواهان
اندوهبار
است
عده
ای
از
ملايان
وابسته
به
دستگاه
حکومت
تحت
عنوان
انجمن
اسلاميه
مردم
را
عليه
مشروطه
خواهان
می
شورانيدند
و
با
انتساب
مشروطه
خواهان
به
بابيگری
و
ضد
دين
بودن
کوشش
در
آلوده
ساختن
نهضت
داشتند
.
عليرغم
تمام
اين
کارشکنی
ها
و
تلاش
های
ضد
انسانی
محمدعلی
شاه
،
سردار
ملی
ستارخان
و
باقرخان
رهبری
نهضت
رابدست
گرفتند
عظمت
کار
ستارخان
هنگامی
درک
می
شود
که
بدانیم
،
وقتی
وی
و
تفنگداران
محله
امیر
خیز
تبریز
به
مقاومت
علیه
استبداد
بر
خاستند
ایران
در
سکوت
و
رکود
کامل
بود
.
مقاومت
ستارخان
و
باقرخان
و
تفنگداران
شجاع
آنان
در
محله
امیرخیز
و
خیابان
چنان
جانانه
و
مخلصانه
و
مجاهدانه
بود
که
در
سرما
و
گرما
و
در
محاصره
شدید
شهر
از
سوی
هزاران
تن
لشکر
مستبدان
از
تهران
و
منطقه
و
نداشتن
سلاح
وآذوقه
،
ماه
ها
مقاومت
ودفاع
و
حمله
کردند
تا
بالاخره
درگیلان
و
اصفهان
و
خراسان
،
آن
هم
به
نام
ستارخان
حرکت
های
مسلحانه
و
کمیته
ستارخان
شکل
گرفت
.
پس
از
بمباران
مجلس
،
دعوت
انجمن
ایالتی
آذربایجان
را
قبول
کرد
.
او
در
دوران
مشروطه
نیروهای
آزادی
خواه
آذربایجان
را
به
یاری
باقر
خان
برای
گشودن
تهران
بسیج
کرد
و
در
این
فتح
با
نیروهای
جنوب
و
گیلان
همکارشد
برای
مدتی
هم
دو
استعمار
انگليس
و
روس
چون
در
شکستن
نهضت
از
راه
نظامی
موفق
نشدند
،
تصميم
گرفتند
به
روش
های
ناجوانمردانه
بين
سران
نهضت
نفاق
ايجاد
کنند
،
عامل
اين
توط
ئه
کنسول
روس
در
تبريز
بود
.
پاختيانوف
با
تنی
چند
از
معتمدين
شهر
تبريز
به
ديدار
باقرخان
می
روند
و
او
را
وادار
به
ترک
مبارزه
می
کنند
و
او
را
از
مبارزه
چندی
خارج
کردند
و
نیز
از
کليه
مسجدهای
تبريز
خواستند
تا
به
بر
افراشتن
پرچم
سفيد
به
نشانه
تسليم
در
مقابل
قوای
محمدعلی
شاه
اقدام
کنند
.
اين
تماس
را
کنسول
روس
با
ستارخان
نيز
گرفت
ولی
از
ستارخان
سخنی
جز
اراده
ای
پولادين
برای
حصول
مشروطه
و
مبارزه
در
راه
احقاق
حق
ملت
نشنيد
و
آنگاه
که
کنسول
روس
گفت
او
و
يارانش
نيز
پرچم
روسيه
را
در
خانه
هايشان
آويزان
کنند
تا
در
پناه
آن
از
تعرض
مصون
بمانند
،
ستارخان
به
خشم
آمد
و
فرياد
زد
:
آقای
کنسول
چنين
تهمتی
به
من
نزنيد
،
من
می
خواهم
که
هفت
دولت
به
زير
بيرق
ايران
باشد
،
آنوقت
بمن
می
گو
ئ
يد
به
زير
بيرق
بيگانه
بروم
؟!
پرچم
روس
و
انگليس
مال
خودشان
." (16)
پاسخ
چنين
ايران
پرستانه
ای
،
نمودار
اصالت
نهضتی
بود
که
می
خواست
ايرانی
بماند
و
بدون
هيچگونه
مساعدتی
از
بيگانگان
برای
ملت
ايران
نهال
آزادی
و
سرافرازی
بپا
دارد
.
داستان
پرچم
های
سفيد
در
روحيه
مردم
تبريز
تاثير
منفی
گذارده
بود
.
در
روز
26
تير
1287
ستارخان
با
تنی
چند
از
از
مجاهدان
غيور
،
بسياری
از
پرچم
ها
را
به
زير
کشيدند
و
شوری
در
مردم
انداختند
تا
بدانجا
که
باقرخان
نيز
به
صف
مجاهدان
پيوست
و
تلاش
دوجانبه
ايندو
قهرمان
ملی
فصل
اميدبخشی
بر
دفتر
خيزش
آزادگان
ايران
زمين
رقم
زد
،
آوازه
پايمردی
های
ستارخان
چنان
بود
که
مردم
ايران
به
او
"
لقب
سردارملی
"
دادند
سرانجام
تبريز
با
شکست
عين
الدوله
در
اختيار
مشروطه
خواهان
قرار
گرفت
و
مردم
شهر
از
سردار
خود
تجليل
کردند
.
مجلس
از
ستارخان
و
باقرخان
تجليل
کرد
و
سرانجام
ستارخان
اين
حجم
شرف
و
استواری
،
اين
سردار
ملی
ايران
با
تمام
آرمانها
و
آرزوهای
بزرگش
برای
آزادی
و
استقلال
ايران
در
روز
25
آبان
ماه
1293
به
کام
مرگ
کشيده
شد
.
مردی
بزرگ
که
انديشه
های
والا
و
انسانی
او
بر
محور
کسب
آزادی
،
برابری
و
وحدت
ملت
ايران
دور
می
زد
در
تهران
دارفانی
را
وداع
گفت
و
مردم
در
آيين
خاکسپاری
با
تجليل
بی
سابقه
با
قهرمان
خود
وداع
کردند
.
قهرمانی
که
شجاعانه
زيست
،
شجاعانه
انديشيد
و
شجاعانه
در
راه
ملت
خود
جنگيد
و
حماسه
شکوهمندی
را
بر
گنجينه
ملت
گرايی
ايران
افزود
استبداد
محمد
علی
شاهی
عقب
نشینی
کرد
و
سر
انجام
به
روسیه
پناهنده
شد
.
اما
حضور
سردار
ملی
با
دسته
مسلح
خود
در
تبریز
معضلی
برای
دول
بیگانه
روس
و
انگلیس
بود
که
همواره
از
قدرت
مردم
ایران
و
اتکا
ء
به
نیروی
خودشان
در
هراس
بودند
.
به
همین
جهت
تدابیری
برای
خروج
وی
و
باقرخان
تدارك
دیده
شد
.
در
تلگرامی
که
بتاریخ
16.03.1910
از
جانب
وزارت
امور
خارجه
انکلیس
به
سفارت
آن
کشور
در
تهران
فرستاده
شده
میخوانیم
که
ستارخان
و
باقرخان
بسرعت
باید
از
تبریز
به
تهران
قرستاده
شوند
.
تا
اینكه
این
دو
به
همراه
سیصد
تن
از
یاران
مسلح
خود
در
تاریخ
06.03.1910
میلادی
از
تبریز
حرکت
و
در
28
شوال
1328
برابر
با
03.04.1910
میلادی
بنابه
دعوت
تلگرافی
آخوند
ملا
محمدكاظم
خراسانی
به
تهران
وارد
شدند
.
علی
رغم
توصیه
مخبرالسلطنه
حاكم
تبریز
كه
به
سردار
اسعد
گفته
بود
: ”
زیاد
باد
زیر
بغل
آنها
نیندازد
“
استقبالی
عظیم
از
آنها
شد
.
سردار
و
سالار
ملی
به
همراه
فداییان
خود
در
پارك
اتابك
مستقر
شدند
آنگاه
که
کاروان
قهرمانان
ملی
روانه
تهران
شد
،
بهنگام
ورود
به
کرج
،
خبرنگار
روسی
از
سردار
ملی
سوال
می
کند
؟
چرا
به
پايتخت
می
رويد
؟
در
پاسخ
گفت
ملت
ايران
هزاران
تن
از
جوانان
رشيد
و
وطن
دوست
خود
را
ازدست
داد
تا
توانست
خانه
ای
بنام
دارالشورا
بپا
کند
،
اين
خانه
کعبه
مردم
وطن
من
است
،
هر
ايرانی
بايد
در
عمر
خود
آنجا
را
زيارت
کند
،
سالار
و
من
اکنون
به
زيارت
اين
مکان
مقدس
می
رويم
اما
،
سرگذشت
وپایان
کار
ستارخان
و
مجاهدانش
در
پایتخت
،
غم
افزا
و
جانگداز
است
.
از
راه
رسیده
ها
و
در
خلوت
خزیده
ها
و
همدستان
دول
خارجی
و
استبداد
داخلی
و
برخی
آزادیخواهان
به
نوا
رسیده
،
عر
صه
را
بر
مجاهدان
تنگ
کردند
و
بلای
جان
مشروطه
خواهان
واقعی
شدند
زیرا
ستارخان
ها
را
خار
راه
خود
برای
برخی
اقدامات
ناموجه
می
دیدند
پس
از
فتح
تهران
تصمیم
به
خلع
سلاح
مجاهدین
گرفته
شد
.
مجاهدین
تبریزی
در
سی
ام
رجب
سال
1328 ه ق
در
پارک
اتابک
که
منزلگاه
وی
و
مجاهدان
ایشان
بود
،
بنای
مقاومت
را
گذاشتند
.
جنگ
سختی
بین
قشون
دولتی
و
آنان
در
گرفت
،
عاقبت
قشون
دولتی
غالب
آمده
سی
تن
را
کشته
و
سیصد
تن
را
اسیر
کردند
.
در
نتیجه
تیراندازی
ها
تیری
به
پای
سردار
ملی
ستارخان
اصابت
کرد
که
در
اثر
آن
مزاج
وی
علیل
شد
مرگ
سردار
ملی
را
عصر
روز
سه
شنبه
25
آبانماه
1293
شمسی
مطابق
به
28
ذیحجه
1332
قمری
برابر
با
9
نوامبر
1914
میلادی
نوشته
اند
.
سردار
هنگام
وفات
48
سال
داشت
.
پیکر
وی
را
در
مقبره
طوطی
در
جوار
بقعه
حضرت
عبدالعظیم
در
شهر
ری
به
خاک
سپردند
شعرا
،
نویسندگان
،
مجسمه
سازان
،
تاریخ
نگاران
و
دولتمردان
بسیاری
همواره
رزمندگی
حماسه
آمیز
ستارخان
در
راه
میهنش
ایران
را
پاس
داشته
اند
Thursday, September 18, 2008
ستارخان به همراه تنها پسرش يدالله
ستارخان بعد از زخمي شدن در تهران
Thursday, August 14, 2008
Friday, February 8, 2008
جشنواره آدم برفی 19بهمن1386 پیست اسکی یام مرند-تبریز
Monday, February 4, 2008
مجسمه ستارخان در شهر ممقان
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)
Blog Archive
▼
2010
(1)
▼
October
(1)
> نفر گوشه دست چپ ( ستار خان) > نفر گوشه راست مرد...
►
2009
(1)
►
June
(1)
►
2008
(7)
►
September
(2)
►
August
(1)
►
February
(4)
►
2007
(1)
►
October
(1)
About Me
سامي سردارملي
View my complete profile